علت غیبتم این بود که برای مدتی که هنوز هم اثرات اون بافیه از کامپیوتر و وسایل الکتونیکی و ... متنفر شده بودم به خاطر اینکه یه نفر که نمی گم داداشم بود واسه این که آبجی جونش رو سور پرایز(فارسی را پاس بداریم شگفت انگیز) کنه کل برد کامپیوتر شو عوض کرده و یادش رفته یه از اطلاعاتش برداره و این شد که همه ی اطلاعات و عکس های نازنینم پروژه هام شعر های ماندگارم داستان های شیرینم همشون پاک شده اما اصلا هیچی هش نگفتم یعنی گفتم نه به اون صورت وحشتناک فقط تصمیم داشتم 6 ماه دست به کامپیوتر نزنم
و سکوت کنم اما زودتر از موعد دلم برا نت تنگ شد
من می خوام یه نظر سنجی بذارم تو وبلاگ با این مضمون البته اول بخونین بعد جواب بدین.
چرا و به چه میزان حراست های تمام ایران به من علاقه دارند؟
آیا من انسان تابلویی هستم؟(تابلویه موتالیزا منم دیگه)
اون از دانشگاه که اگه چادر هم می پوشیدم باید یه سری به آقای نوری می زدم
تو کلاس ساکت هم می نشستم بقیه شلوغی می کردند استاد می گفت شما آتیش پاره این جلسه خیلی شلوغی میکننی خیلی می خندین در حالی که من یه کلمه هم حرف نزده بودم
اون از کتابخونه که وقتی از پله ها پایین می یام مطمئنم که یه تذکر هر چند کوچک هم باشه باید بشنوم
نمی دونم این اطلاعات کتابخونه قسمت تشخیص تن صدای بدنش از کار افتاده یا اشکال داره
آخه آقایون با صدای بلند می خندن تو سالن ، حرف می زنن بعد تذکر رو باید من بشنوم هیشکی منو دوست نداره کو.زت از من خوشبختر بود حداقل حراستش (زن تناردیه) نمی گفت چی بپوش اگه من خواهر داشتم این کارو با من نمی کردن بیرون هم که خودش ماجراییه واسه خودش با لباس سبزها
آخریش هم که حراست محترم نمایشگاه بودن یه غرفه داشتیم تو سالن کتاب های مذهبی درست همسایه ی دیوار با دیوار حراست نور چشمی های من آقای محترم حراست عوض اینکه بیاد به خودمون بگه با چند تا واسطه این کار رو کردن یاد فیلم های جمیز باند افتادم و عملیلات خریدو فروش مواد با واسطه این سوال رو از همه دارم به کسی ربط داره که من چی بپوشم چه جوری باشم یا چه رنگی بپوشم این اخری دیگه ظلمه که نتونم رنگ مورد علاقه مو بپوشم پس این همه رنگ واسه چی بوجود اومدن؟ از این به بعد هر وقت خواستم برم خرید یکی از این مسئول حراست ها رو هم با خودم میبرم خیلی خوش سلیقه هستند.
خلاصه طرح مبارزه با بد حجابی تموم شده ولی من دارم الان می نویسم الان رو من تاثیر گذاشته می دونم من همیشه زودتراز بقیه حرکت مینکم خواهش میکنم لازم به قدر دانی نیست 
وقتی که می خواستیم بیایم خونه به حراست گفتم آقا خسته نباشین (چون امروز زیادی گیر دادین)دستتون درد نکنه اونا هم خوشحال شدن که من به راه راست هدایت شدم
از بس شالمو کشیده بودم جلو سرم درد می کردبه اندازه ی رعایت کردن حجاب ظاهری طبقه بندی بهشتی داشتیم از روشنک می پرسیدم ببین بهشتیم ؟ تا چه حد؟
اونم اگه موهام یه کم بیرون بود می گفت وسطش اگه از اون بیشتر میگفن دوروبر بهشت و این سوژه شده بود اولا خیلی عصبانی شدیم ولی بعدا" کلی سوژه پیدا کرده بودیم و می خندیدیم
هی می خوام قاطیه سیاست نشم اینا منو قاطی می کنن این حراست ها هم فکر میکنم میدونن قاطی پاتیم مشهورم دیگه چیکار کنم
فکر میکنم خیلی دلشون برام تنگ شده چون کسی نیست که بهش تذکربدن
من بهشون گفتم بشینم اینجا شما بیکار نباشین یه سرگرمی داشته باشین کتابامو بیارم اینجا درس بخونم مخصوصا" معارف اگه اشکال داشتم ازتون بپرسم شما که همتون استاد تشریف دارین و در حال چاپ رساله ی نمایشگاه هستید این قسمتش خوبه که نشسته پیش همکارش با هیجان تعریف می کنه با اون غرور کاذبش و کلی به خودش می باله که من غیر مستقیم گفتم و تو خیال خودش روانشناسی بر خورد کرده .
بابا اخلاقه فردینیت منو کشت فردین نمرده زنده است تو نمایشگاه بود خودم دیدمش
(فردین در نقش حراست)
از نمایشگاه هم زیاد نمی نویسم راجع بهش سکوت می کنم که علامت رضایت نیست البته از زحمات همه ی بچه ها که واقعا زحمت کشیدن تشکر میکنم و از آقای یارپیز قدر دانی مخصوص به خاطر بنر ها این بار کلی بنر داشتیم فکر کن بنر ارزوی دیرینه ی من .
الان اینا رو نوشتم فکر نکنین مخالف حجاب و اینا هستم آخه اعصابمو بد جور به هم ریخته بودن
وقتی این موضو عات پیش میاد به همه توهین میشه نه شخص خاصی
اگه کشور اسلامیه پس چرا اسلام تو چیز های دیگه رعایت نمی شه اسلام صرف حجاب نیست
هر کس درونش باید حجاب داشته باشه دلش باید نجیب باشه کاش مشکلمون فقط و فقط چند تا موهای سرمون بودن که دید ه میشن نه مشکل ما این نیست مشکلات ما به اندازه ی موهای سرمون هستش.
هدف من توهین به این قشر نبود من فقط اتفاقاتی که برام افتاده بود رو نوشتم و میدونم که زحمات زیادی هم میکشن این شعر تقدیم به زحمات بی دریغ آنان(البته من منظورم نمایشگاهه)
شبا که ما می خوابیم آقا حراسته بیداره
ما خواب خوش میبینیم اون دنباله حجابه
آقا حراسته زرنگه
با آتیش پاره خوب می جنگه
ما حراستو دوست نداریم
ولی بهش احترام می ذاریم