تبليغاتX
قاطی پاطی و درهم
JavaScript CodesJavaScript Codes
 
قاطی پاطی و درهم

من در پی خویشم به تو بر می خورم اما...

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

خدایا به اندازه ی تمام عمرم دلم گرفته

دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386-10:28 -آتیش پاره

 

 

خدایا به اندازه ی تمام عمرم دلم گرفته

 

به اندازه ی تمام کسانی که نمی شناسم

 

به اندازه ی تمام کسانی که دوستشان ندارم

 

دلم گرفته به اندازه ی کسی که دوستش دارم

 

دلم به اندازه ی تنهایی دل یک پرنده گرفته

 

به اندازه ی آرزوی یک آهوبرای پرواز

 

دلم به اندازه ی خود خدا گرفته

 

وقتی دلم می گیرد کاری نمی توانم بکنم فقط

 

با خدا حرف می زنم

 

خدا صبورانه گوش میکند

 

و گوش میکند

 

و بعضی وقت ها لبخند می زند

 

و همیشه دری می گشاید همیشه

 

یعنی دل خدا هم میگیرد

 

خدا هم دل تنگ می شود

 

خدایا وقتی دل تنگ می شوی

 

چی کار میکنی؟

 

 ماوقتی دل تنگیم

 

با تو حرف میزنیم

 

خدا یا توکه تنهایی چه کار میکنی؟

 

تو با چه کسی درد دل میکنی؟

 

با چه کسی حرف میزنی؟

 

تو که تنهایی

 

تو که تنهایی

 

 شعر:خودم

 

 البته اگه بشه اسم شعر گذاشت روش


 

 

 

لینک ثابت |

بوی سایه

سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386-9:40 -آتیش پاره

 

 اول قبل از خوندن این شعر که خودم نوشتم بگم ما رفتیم نمایشکاه تهران الان هم اومدیم خواستم خاطرات اونم بنویسم اما دیدم دیگه خیلی نمایشگاه تو نمایشگاه

میشه منصرف شدم خلاصه اینکه خیلی خوش گذشت جای همه ی کسانی که منو دوست دارن خالی

 

از آقای ناظمی و آقای فرشباف و خانم صبا هم تشکر میکنم (از طرف همه ی وبلاگ نویسان حاضر درنمایشگاه)درسته که یه سری  کم و کاستی هم بود ولی اونا توسرعت معلوم نمی شه انشا الله در سفرها و نمایشگاه های آتی جبران میکنن

در آخر از همه بچه ها و دست اندر کاران این مجموعه

  

تهیه کننده   

کارگردان

گریمور

تدوین

بازیگردان

نمایشنامه نویس

نیروی انتظامی

اهالی محترم محله نزدیک نمایشگاه

و خانواده رجبی

نهایت تشکر را داریم

 

بهار ۸۶

 

آقا کسی می دونه این خانواده رجبی کیه که تو هرسریالی ازشون تشکر میکنن؟  

 

                                               

 

بوی سایه میدهم

 

بوی مرگ می دهم

 

زندگی من یک مرگ طولانی است.

 

زمین ،ماه می چرخد

 

گردش ماه به دور خورشید گردش مرگ است.

 

و زندگی یک قدم زدن اتفاقی است

 

خدایا، من کجای این اتفاق ایستاده ام؟

 

"من همچو کاج پیر  بیدار ایستاده ام

 

به ابر سفیدی می اندیشم

 

که در رویاهایم او را بوسیده بودم"

 

دنیا کوچکتر از هیچ است

 

دنیا همچو خنده ی تو تهی است

 

و من سرشار از تهی

 

به تو باز خواهم گشت

 

 

 

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.